
بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد
دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید
همی بوسم خاکی را که بوی کربلا دارد . . .
![]()
سفر کردم به دنبال سر تو / سپر بودم برای دختر تو
چهل منزل کتک خوردم برادر / به جرم این که بودم خواهر تو . . .
چهل روزه که بوی گل نیومد / صدای چهچه بلبل نیومد
چهل روزه چهل منزل اسیرم / غم چل ساله گویی کرده پیرم . . .
باز عاشوراییان پیدا شدند / باز هم سوداییان شیدا شدند
اربعین غصه های گل کجاست / اربعین ناله بلبل کجاست
اربعین عشق، عباست چه شد / اربعین، فریاد احساست چه شد . . .
برچسب: اربعین حسینی,اربعین حسینی چیست,اربعین حسینی 95,
نویسنده: کامیار رضوانی